حسن حسن زاده آملى
119
هزار و يك كلمه (فارسى)
القمر او غروبه فى كل ليلة من ليالى الشهر ، و القمر يغرب ليلة الهلال على نصف ساعة و سبع من الليل ، ثم يتزايد كذلك الى ليلة اربع عشرة ، ثم يتأخر ليلة خمس عشرة نصف سبع و هكذا ؛ و لو لا انّ ذلك كله تقريب لذكرت شرحه و تفصيله » ( علامه شعرانى ) . أما بيان رابعة النهار و رابعة الليل : بدان كه يكى از دوائر عظام دائره منطقة البروج است و آن را دائره شمسيّه نيز گويند . و نامهاى ديگر هم دارد كه در درس پنجم دروس هيئت و ديگر رشتههاى رياضى گفته آمد . اين دائره عظيمه ، منطقه ثوابت است . و آن را دائره شمسيه از اين روى گويند كه شمس هميشه در اين مدار سير مىكند و از آن خارج نمىشود . و به اصطلاح علمى هيچگاه شمس را عرض نبود زيرا كه عرض كوكب اقصر قوسى از دائره عرض است كه ميان مركز كوكب و ميان منطقة البروج افتد ؛ و دائره عرض عظيمهايست كه به جزئى معيّن از اجزاى منطقة البروج و به مركز كوكبى يا به نقطه مفروضهاى بر فلك و به دو قطب فلك البروج يعنى به دو قطب منطقة البروج بگذرد . حال بدان كه دائره افق و دائره منطقة البروج يكديگر را به تناصف در دو نقطه متقابل تقاطع كنند كه هميشه شش برج منطقة البروج زبر افق ، و شش برج ديگر زير افقاند ، آن نقطهاى كه بر جانب مشرق باشد آن را طالع خوانند ، و آن نقطهاى كه بر جانب مغرب باشد آن را غارب گويند در مقابل طالع ، زيرا كه در آنجا غروب مىكند . و اين نقطه غارب را سابع نيز گويند بدين جهت كه بروج را چون از طالع شماره كنند ، برج هفتم غارب خواهد بود . و همچنين دائره نصف النهار و دائره منطقة البروج يكديگر را به تناصف در دو نقطه متقابل تقاطع كنند يكى را كه فوق الارض است عاشر ، و ديگرى را كه تحت الارض است رابع گويند ، بدين سبب كه هرگاه بروج را از طالع به توالى - يعنى از مغرب به مشرق - شماره نمايند آن نقطه تقاطع تحت الارض اول برج چهارم ؛ و آن نقطه تقاطع فوق الارض اول برج دهم است . عاشر را وتد السماء و رابع را وتد الارض گويند ، و آن دو را با طالع و غارب